مهدیس و دوچرخه خریدن و حرفهای جدید
سلام عشق قشنگم. دخترم داری دیگه بزرگ می شی و شیطنت ها هم داره بیشتر می شه. ولی برای من و بابا خیلی لذتبخش هست. دیروز با بابا و دایی میثم و دایی امین رفتیم برات دوچرخه بخریم. شما هم اونقدر ذوق کرده بودی که همه دوچرخه ها رو می رفتی دست می زدی و می گفتی مامان می خوام . ماله منه. و دایی امین سوارت می کرد و کلی ذوق می کردی. و خلاصه بالاخره اون چیزی که می خواستیم پیدا کردیم یعنی یه چیز دخترونه و خشگل. تا توی ماشین بیاریمش نمی زاشتی کسی دست بهش بزنه و کیفی هم که روش بود رو انداخته بودی روی کولت و به ما پٍز می دادی و توی ماشین هم خودت نشستی بغلش. که در اسرع وقت برات عکسش رو می زارم. کلمه های جدید: هر چيزي كه بخواي مي گ...





